شکوفه سیب

امشب میان باغچه ی سبز فاطمه
بار دگر، شکوفه ی سیبی دمیده است
امشب رقیه مژده به ارباب می دهد
بابا بخند چون علی اصغر رسیده است
میلاد تو شادی را غریبانه کنار می زند و اشک را در چشمان همه جاری می سازد. آخر، تو از زندگی، فقط تشنگی و عطش و شهادت را دریافتی. تو آمده بودی که به شهادت آبرو دهی.
تو کوچکترین قربانی هستی؛ اما با همه کوچکی، حماسه ات بی هماورد بود و نام تو در ردیف اول عشقبازان عاشورا حک شد. سلام بر نام بلندت که زمزمه مستان است، ای علی اصغر (ع).
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 17:56 توسط کوثر
|
ای عزیز فاطمه!