انتظار فرج

حضرت عبدالعظیم می گوید: «امام جواد (ع) برای من فرمود: «به درستی که قائم خاندان ما همان «مهدی» است که واجب است در زمان غیبتش، انتظار او کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد. سوگند به خدایی که محمّد را به رسالت برانگیخت و مارا به امامت مبعوث نمود، اگر از دنیا فقط یک روز باقی بماند، آن روز آنچنان طولانی خواهد شد که مهدی (ع) از پشت پرده ی غیبت ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهدنمود. خداوند امور ولی عصر را در یک شب، اصلاح خواهد نمود؛ به همان روشی که امر موسی بن عمران را در یک شب اصلاح کرد....بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است»

دعاى عبرات را بخوان

در احوالات مرحوم سيد رضى (رحمه الله عليه) مذكور است كه زمانى و مدتى در نزد يكى از امراى سلطان جرماغون زندانى بود وزندان او مدتى طولانى آن هم در سختى و فشار سپرى مى شد.

شبى در عالم خواب چشمانش به جمال خلف صالح حضرت بقيه الله امام زمان (عليه السلام) روشن شد، گريه كرد وآزادى خود را از زندان تقاضا نمود.

حضرت به اوفرمود: دعاى عبرات را بخوان.

سيد گفت: دعاى عبرات كدام است؟

حضرت فرمودند: آن دعا در كتاب مصباح تو وجود دارد.

سيد گفت: در كتاب من چنين دعائى نيست.

حضرت فرمودند: به آن كتاب مصباح مراجعه كن تا آن را بيابى.

از خواب بيدار شد، نماز صبح به جاى آورد و مصباح را گشود و ورقى در ميان آن يافت كه دعاى عبرات در آن نوشته بود!

چهل مرتبه آن را خواند و در انتظار نتيجه نشست.

ادامه نوشته

هنوز از بقیع صدای گریه می آید!

آیا تا به حال شبی در بقیع بوده ای؟

آن جا که باد آه می کشد و خاک های بقیع را در هوای تبدار شب می پراکند؛

آن جا که ماه با دستان ابر، صورت گریه آلودش را می پوشاند و بقیع در هاله ای از تاریکی گم می شود؛

آن جا کوچک ترین ستاره آسمان، پای بر زمین می کوبد و بهانه نوری را می گیرد که یک شب در عمق خاک ها مدفون شد؛

آن جا که فاخته دلشکسته شب، آوازهای از یاد رفته مدینه را برای غم های شکسته اش، لالایی می خواند.

پیش از آن که بقیع ویرانه ای شود، به دست خفاشانِ وارونه ای از سقف مغاره تاریک وهابیت! غریبستانی بود که خاکستر نیم سوخته شمع های خاموشش، داغ غربت بر دل هر رهگذر می زد و نگاهش را به آتش می کشاند.

بعد از این که قابیل زادگان، حرمت آب و گل مزار عشق را هم شکستند، از بقیع چیزی نماند. جز چند نشانه بر مزار نجیب زادگانی غریب و همان مرد ناشناسِ خاک نشین که با شب های دلتنگ بقیع انسی دیرینه داشت.

هنوز از بقیع صدای گریه می آید!

گویی خواب از سر فاخته تنهای بقیع پریده و قصد آن کرده که تمام شب را با زمزمه های غریبانه مردی که حدیث کسا می خواند، هم گریه شود.

آیا تا به حال شبی در بقیع بوده ای؟

اگر شبی گذرت بر بقیع افتاد، شاید بتوانی جای پای اشک های زائر بی نام و نشانش را دنبال کنی و مزار ناپیدای فاخته پر و بال شکسته مدینه را بیابی که بوسه گاه دو چشم نرگسی شاهینِ تیز بال آسمان حیدری است که بر زمین فرود نمی آید مگر به قصد سجده بر خاک متبرک مزار بی نام و نشان یاس علوی علیه السلام !

نزهت بادی

ما گم و محجـــوب گشته ایم ..

ما مثل بچّه ای هستیم كه پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می كنند . بچّه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می كند و در بازار گم می شود و وقتی متوجّه می شود كه دیگر پدر را نمی بیند ، گمان می كند پدرش گم شده است ، در حالی كه در واقع خودش گم شده است .غالب خلایق جلب متاعهای دنیا شده اند و دست پدر را رها كرده و در بازار دنیا گم شده اند . امام زمــــان ( ع ) گم و غائب نشده است ، ما گم و محجـــوب گشته ایم ..

حاج محمد اسماعیل دولابی

عید فطر


افسوس شود تمام ماه الله

عید آمد و افطار نما، بسم الله

امید شوم شامل آمرزش او

لا حول و لا قوة الا بالله

***

از رفتن ماه رمضان غمگینم

از آمدن فطر به دل خوش بینم

این عید به روز جمعه رازی دارد

شاید گل روی حجت حق بینم

(سید محمود صالحی)

شهید فتوا

خمینی کبیر، با یاد تو هر دولت و مرامی را که مقابل اسلام بایستد ،‌نابود خواهیم کرد . سعادتمندند کسانی که تو را شناختند … سعادتمندند کسانی که از راه تو پیروی کردند .سعادتمندند کسانی که به کلام تو گوش فرا دادند . و سعادتمندند کسانی که به نام جمهوری اسلامی شما پرچم اسلام را برافراشتند . ای امام عزیز … همانا من با تو پیمان می بندم که همیشه در راه روشن تو خواهم بود و تحت اوامر نائب بر حقت سید علی خامنه ای ، بر این راه روشن باقی خواهم ماند .
شهید مصطفی مازح

رمضان امسال هم رو به اتمامه….


خدایا! تویی صاحب آنچه ما را برای آن برگزیدی، یعنی شناخت این ماه (ماه رمضان)  و آنچه بدان هدایتمان فرمودی، یعنی آداب و اعمال این ماه، و ما به توفیق توست که با تقصیر و کوتاهی، آن را روزه می گیریم، و عبادت را در این ماه به پا می داریم، و در آن اندکی از بسیار را بجا می آوریم.

خدایا! تو را سپاس می گوییم و در عین حال اقرار به بدی های خود داریم و معترفیم که حق تو را ضایع ساخته ایم، عقده پشیمانی که در دل داریم و صداقتی که در مقام پوزش در زبان ماست، تنها برای توست، پس ما را در برابر آنچه به خاطر تفریط و کوتاهی به ما رسیده اجری عطا فرما که با آن فضل مورد امید در این ماه عزیز را جبران کنیم، و انواع ذخایری را که همه بدان حرص دارند چیزی به عنوان عوض دریافت نماییم.

و برای ما عذرخواهی از درگاهت را به خاطر آنچه که در حق تو تقصیر کرده ایم مقدر فرما، و عمر ما را تا رمضان آینده طولانی فرما، و آن هنگام که ما را به رمضان آینده رساندی به ما کمک کن تا آنچه را که تو اهل آن هستی یعنی عبادت انجام دهیم، و ما را به حدی رسان که به آنچه شایسته آن ماه است یعنی طاعت قیام کنیم و از اعمال صالح در طول ماه های سال آنچه را که جبران کننده حق تو در دو ماه رمضان حال و آینده است برای ما پیش آور.

                                                                                    آمین…

منبع: دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه

اولين شهيد محراب

شهادت شير خدا عليّ مرتضي (ع) نشانه ي بي کفايتي مردم آن روزگار، براي بهره بردن از آن وجود سراسر برکت و معرفت است.
عنودان و کين توزان، در «جمل قدرت طلبي» و در «صفين عدالت گريزي» و در «نهروان حق ستيزي»، به جنگ با علي (ع) برخاستند و براي خاموش ساختن مشعل روشنگر فضيلت ها دست به هر کاري زدند و در سال هاي پس از شهادتش نيز، زبان ها را بريدند، خون ها را ريختند و زندان ها را آکندند.
اما خورشيد کرامت بار او، همچنان تابيد و همه جا را فرا گرفت.
زمين و زمان و تاريخ و جهان، از آوازه ي عدل و فضل او پر شد.
کلام علوي بر بام هستي، پلي از جاودانگي زد.
خطبه هايش در زير تاق و رواق اين عالم، طنين افکند.
کوردلان و تنگ چشمان و شب پرگان، از شهادت او طرفي نبستند و نتوانستند نام و يادش را از «خاطره تاريخ» بزدايند.
علي (ع) همچنان ماند و ماند و جهان بشريت را به فرزانگي و خردورزي و عدالت گستري خواند.
امروز، هر که در دل و زبان و در گفتار و کردار، رهپوي راه اوست و هر که با سيره او همسان و همسوست، «علوي» است.
جاني که سرمست «شراب ولا» نيست، تهمتِ «بودن» است.
امروز، علي (ع) در رفتار همه ي حسيني مسلکان، در سيره ي همه ي فاطمي خويان، در مقاومتِ همه ي مجتبي کيشان، در انتظار همه ي مهدي جويان، متجلي است.
در آينه ي جمال و جلال و کمال، زلال ترين و شفاف ترين چهره، چهره ي علي (ع) است.
اگر آينه شوي،
در قاب دلت، جز سيماي علي (ع) نمي يابي!
منبع:ماهنامه پيام زن شماره 210

ستاره باران


دروازه‏ های آسمان گشوده می‏شود و زمین، در ستاره ‏باران میلادی بزرگ، به هلهله می‏نشیند.
در نیمه راه برکت‏ خیز رمضان، رایحه شکوفه‏ های یاس است که کوچه‏ های مدینه را آکنده است.
حسن علیه‏السلام با چشمانی علوی می‏آید و افق، رسیدن ارجمندش را دف می‏کوبد. صدای آمدنش، طنین مهربانی و کرامت است. شانه‏ های صبورش را زمین به تجربه می‏نشیند؛ آن‏چنان‏که سمفونی سکوتش را.
او با نگاهی از جنس باران می‏آید و آب‏های آزاد جهان، ماهیان تشنه دلش را میزبان می‏شوند.
هرگز غروب نمی‏کنی
کوه یعنی تو؛ ولی تو را نادیده انگاشتند و تحمل بی ‏پایانت را بی‏ شرافتان تاریخ، اینچنین به جولان نامردمی کشاندند.
آسمان، تویی که وسعت دلت، زبانزد آب‏های زمین است.
ای فرزند حماسه و رأفت! تو آن بهاری که دستان خونریز خزان را یارای به خاک ریختنت نیست. جاودانه ‏ای؛ آن گونه که عشق‏ خواهی تنید؛ آن‏چنان که باران، رگ‏های خاک را.
ایمان داریم که طلوع مبارکت را هرگز غروبی نیست.
ای حسن بی ‏نهایت!
از بازوان حیدری علی علیه‏السلام، تا لبخندهای معطر فاطمه علیهاالسلام نور ابدی توست که کوچه ‏های جانمان را روشن کرده است.
آسمان در آسمان، سپید پرواز توست که این‏چنین، قفس ستیزمان کرده است.
ای حسن بی‏ نهایت! طراوت پندارت را با کدام گلستان بگوییم که شکفته نشود؟
وقار نگاهت را با کدام کوه بگوییم که سر به تعظیم، خم نکند؟!
تو از گفت‏گوی مهتاب آمده ‏ای؛ با کلامی که خورشید می‏ پاشد. در معطر صدایت، نفس تازه می‏ کنیم و آینه‏ های حضورت را به استقبال، شکوفه می‏ پاشیم.
نخواه دست خالی برگردیم