ضرورت ولايت پذيري

وقت اين است كه به ياري امام حسين(ع) و حسين زمان بشتابيم و به نداي رهبر عزيزمان كه به حق، نداي حيسن (عليه السلام) لبيك گوييم.
يكي از راه هايي كه مي شود انقلاب را به انقلاب حضرت مهدي (عجل فرجهم) متصل كرد، رهبري حضرت امام در رأس انقلاب است و با رهبري ايشان مي شود اين حكومت را به صاحبش تحويل داد.براي مقرر شدن امر رهبري، وجود شريف امام لازم و ضروري است و از خدا مي خواهم او را براي ما حفظ نمايد و تا انقلاب مهدي (عجل فرجهم)، شاهد رهبري او باشيم.
حرف ها، گفته ها و كردار امام، الهام گرفته از وصي و دستورات غيبي ولي عصر(عجل الله) است و همواره دعاگوي او باشيم و طول عمرش را از خدا بخواهيم.
شهيد ميرزا محمد بيگي

سفیدی ساپورت،سیاهی چادر !

یک صفحه سفید گذاشت جلوی دختر و گفتː بنویس!

هر چه می خواهی بنویس!

هی بنویس و پاک کن ...

چند دقیقه بعد صفحه سفید کاغذ پراز علامت و حرف بود.

چروک و خط خطی و کثیف.

جای پاک کردن ها و نوشتن های مکرر, رویش دیده می شد.

کاغذ را گرفت. یک کاغذ سیاه به او داد و گفت: بنویس.

همان هایی که آنجا نوشتی. پاک کن, خط خطی کن ...

دختر گفتː نمی شود استاد, روی برگه سیاه چیزی نوشته نمی شود!

استاد چادرش را سرکرد و لبخند ملیحی زد.

نگاه دختر به سیاهی چادر خیره ماند.

همسایه منجی

شکفتن تو در باغ جهان، ادامه ملکوت بر زمین است و گشودن درهای رحمت.
چه زیباست ساحل جمکران در کنار دریای تو، وقتی دل های غرقه در عشق، چشم انتظار رسیدن کشتی نجات مولای خویش اند. 
به تو تمسک می جوییم، ای بانوی معصوم. 
ای غریب آشنا، استغاثه منتظران را به وساطت خویش، بی ثمر مگردان و در گروی آبروی خود، همسایگان بارگاهت را در جمعه های انتظار دریاب، تا مگر به استجابت دعای تو، میلادت، آغاز شکفتن گل نرگس باشد.
سید محمد طاهری

من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه تصویر های آن روزها یکی را که از همه آن ها در ذهنش پر رنگ تر است.
اینچنین روایت می کند:يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدی صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود.
 در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم. وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم.
دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم. همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه ای بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری. ما براي اين چادر داريم مي رويم... چادرم در مشتش بود که شهيد شد. از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم.

لبیک

اشک بقیع

باز تکه‏ های ابر سیاه در دل آسمان، می‏خواهند حکایت تلخی را بسرایند، نوری بر دستان مدینه تشییع می‏شود. اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خدا پرستی، به سوی معبود می‏شتابد. اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه‏ های پلیدان را می‏نوشد، او امام همه خوبی‏ها و خانه همه دانش‏ها، امام جعفر صادق علیه‏السلام است.
اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‏خواند، ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه ماتم خزانه‏ دار علم علی، فاتح قله‏ های بلند دانش خداوندی، وارث بزرگ پدر، هنوز آخرین حرف‏های امام، در گوش‏های زمان پژواک می‏کند:
«اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوةِ»؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید. بقیع همیشه گریان، امروز خورشید را در خود جای می‏دهد. درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین!
امروز اشک‏های تمام عاشقان خاندان علی از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد و هر باربه یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی، جگرهامان به خون می‏نشیند و با چشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:
اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّه‏ ـ یا وَجیها عِنْدَ اللّه‏، اشفع لنا عند اللّه‏

اشکـت اگــر نبــود..

تسبيح اشک هاي  سحر بي نتيجه نيست

در گـريـه ديـده ايـم اثـر بي نتيجه نيست

بــاور کــنـيـد آهِ جگـر بي نتيجه نيست
اين قدر باز ماندن در بي نتيجه نيست

از انتــظـار ، پـنـجــره ها باز مي شوند
با نور چـشم تـو گره ها باز مي شوند

تقـويم هـايمان هـمه زارند خــسته اند
ايـن  ابـرهـا چـگـونـه بـبارند خسـته اند

ادامه نوشته

پـرهـیـز از کـارهـای عـامیـانـه

 

از جمله‌ى چیزهائى كه میتواند یك خطر بزرگ باشد، كارهاى عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متكى به سند و مدرك در مسئله‌ى مربوط به امام زمان (عجّل‌اللَّه تعالى فرجه الشّریف) است، كه همین زمینه را براى مدعیان دروغین فراهم میكند. كارهاى غیرعالمانه، غیرمستند، غیر متكى به منابع و مدارك معتبر، صرف تخیلات و توهمات؛ اینجور كارى مردم را از حالت انتظار حقیقى دور میكند، زمینه را براى مدعیان دروغگو و دجال فراهم میكند؛ از این بایستى بشدت پرهیز كرد.

نايب امام زمان، امام خامنه اي(مدظله العالی)